تبليغاتX
در انتظار موعود
دل نوشته های انتظار
در آن نفس که بمیرم ، در آرزوی تو باشم

 بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

محسن هادیان - اصفهان ۲۴/۱۲/۸۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 1:21  توسط محسن   | 

اندوه جانکاه

چندی پیش گروهی تروریست ، با بمب گذاری در حرم امام هادی و امام حسن عسکری - علیهما السلام - اندوهی جانکاه را بر گروه بزرگی از مسلمانان حاکم ساختند . شاید هیچ کس به اندازه ی وجود نازنین امام زمان علیه السلام از این فاجعه ، دردمند و ناراحت نشدند ؛ چرا که آن مکان مقدس ، منزل مسکونی حضرت امام حسن عسکری در دوران حیاتشان بود و طبیعتا پس از شهادت ایشان به وجود مبارک امام زمان - علیه السلام - تعلق می گرفت و در واقع دشمنان دین به ملک شخصی آن بزرگوار جسارت کردند . شیعیان جهان به حق و به درستی ، انزجار و اندوه خود را از این عمل ننگین ابراز کردند و غیرت شیعی خود را با برگزاری تجمعات گوناگون و مجالس مختلف نشان دادند . حتی مراجع تقلید ، به جهت عرض تسلیت به ساحت مقدس امام زمان - علیه السلام - عزای عمومی اعلام کردند .

عزیزان !

متأسفانه باید گفت که امروز مصائب بزرگتر و عمیقتری بر پیکره ی شیعه و وجود مبارک امام زمان - علیه السلام - وارد می شود ، اما ما را خواب غفلت ربوده است که در برابر آن سکوت کرده ایم . امروز ، شخصیت ائمه ی هدی - علیهم السلام - هدف آماج تیرهای مسموم دنیا مدارانی قرار گرفته است که نان را به نرخ روز می خورند و ولایت و امامت آن بزرگواران را ، فدای جنجال های سیاسی و ظاهر فریبی های خود نموده اند .

امروز ، گروهی از غربزدگان ، علم الهی امامان شیعه را لازمه ی امامت ایشان نمی دانند و سعی دارند این گونه القاء کنند که خداوند متعال پس از پیامبر اکرم - صلی الله علیه وآله - اسلام را به حال خود رها کرده است و هر گروه از مسلمانان به دنبال " قرائتی " از دین رفته اند و امروزه که ما به برداشت های آنان از دین می نگریم ، به نظرمان می رسد که برداشت امیرالمؤمنین - علیه السلام - با عقل و عرفان مورد نظرمان بیشتر تطابق دارد و لذا آن را می پذیریم . نه انتخابی از سوی خدا را در این امر دخیل می دانند ( بلکه رد می کنند ) و نه انتقال علوم و معارف الهی از پیامبر اکرم به ائمه ی هدی - علیهم السلام - را می پذیرند .

به نظر می رسد که بر این مصیبت باید بیشتر گریست و بیشتر ابراز انزجار نمود . اگر دیروز دشمن به خانه ی امام زمان حمله کرد ، امروز شخصیت اورا مورد هدف قرار داده است . کسانی که عمری نان و نمک امام زمان را خورده اند ( همچون محسن کدیور که ادعاهای فوق از تراوشات ذهن ایشان است و البته ایشان هم به اعتراف خودشان ، مطالب قدیمی اساتید خود همچون صالحی نجف آبادی را تکرار می کنند ) امروز نمکدان می شکنند و تشیع و امامان آن را به انحراف از اصل اسلام متهم می کنند . باید برای این مصیبت عزای عمومی اعلام کرد . باید به خاطر این هتک حرمت ، غیرت شیعی ما به جوش آید و پاسخ این مواضع مسموم را با استدلال و احساس ( با هم و درکنارهم ) پاسخ گفت .

ان شاء الله به زودی نقد مطالب ایشان را در این وبلاگ خواهید دید .

+ نوشته شده در  جمعه 19 اسفند1384ساعت 2:8  توسط محسن   | 

آب گوارا

 

آب یکی از مهم ترین و شاید مهم ترین مایع شناخته شده بر روی زمین است . تأثیرات آب بر روی اکوسیستم و خواص بسیار مهم فیزیکی و شیمیایی آن به گونه ای است که از آن به عنوان مایع حیات بخش یاد می کنند . جالب است بدانید که این امر به قدری حتمی و مسلم است که دانشمندان فضایی ، تنها در کراتی به دنبال موجودات غیر زمینی زنده می گردند که قبلا ً وجود آب در آنها ( حتی به صورت یخ زده ) اثبات شده باشد .

از این ها که بگذریم ، آب از گوارا ترین نوشیدنی های موجود بر روی کره زمین است . در نظر بگیرید که در تابستانی گرم وطاقت فرسا ، در اواسط روز در بیابانی خشک و دور افتاده ، تنها و بی پناه به دنبال راه نجاتی هستید . اشعه ی سوزان خورشید را که بر سرتان می تابد ، حس می کنید . لب تشنه و عطشان ، به اطراف خود نگاه می کنید تا مگر چشمه یا چاه آبی بیابید و آبی به سر و صورتتان بزنید و گلویی تازه کنید و دمی بیاسایید . بعد هم راه خود را ادامه دهید تا به سر منزل مقصود برسید .

حال فرض کنید که این چشمه ی آب را از دور ببینید و دوان دوان به سمت آن حرکت کنید . با پای مجروح ، نفس زنان و خسته خود را به کنار آن رسانید و تازه متوجه شوید که آن آب دیده شده از دور ، سرابی بیش نبوده است . چه احساسی در آن لحظه به شما دست می دهد .

بیایید سفر خیالی خود را چند لحظه ی دیگر ادامه دهیم . شاید با جست و جوی بیشتر بتوانیم ، جرعه ی آبی گوارا بیابیم و خود را نجات دهیم . به این سو آن سو نظری بیفکنید . آن جا را ببینید . در گوشه ای از این صحرای خشک و بی آب و علف چشمه ی آبی دیده می شود . خوب نگاه کنید . نکند که این بار هم سراب باشد . اما نه ! به نظر می رسد که این بار نجات پیدا کرده ایم . کور سوی امیدی در دلمان زنده می شود . لنگ لنگان و خسته خود را به طرف چشمه می کشیم . عرق از سر و رویمان سرازیر است و حرکت کردن برایمان دشوار . اما به هر زحمتی که هست خود را به جلو می کشیم ؛ چرا که این آخرین امیدمان است .

دیگر چند متری بیشتر با چشمه فاصله نداریم . از بین پلک های خسته و نیمه باز خود ، فقط تصویر مبهمی از چشمه را مشاهده می کنیم .ناگهان می ایستیم . امکان ندارد . باورمان نمی شود . آب چشمه تیره و آلوده است . بوی عفونت آن مشاممان را می آزارد . امیدمان به یأس تبدیل می شود . مرگ را در مقابل دیدگانمان می بینیم . خدایا ! به تو پناه می بریم . کمکمان کن .

آری ! در این لحظات سخت و دشوار ، فقط می توان به خدا پناه برد . تنها می توان به او دل بست و به او امیدوار بود . دیگر کاری از دستمان بر نمی آید و فقط می توانیم دعا کنیم و راضی به رضای او باشیم ؛ چرا که فقط اوست که " می تواند آب فرو رفته در زمین را به ما ارزانی کند . "

بیایید این مسافرت را پایان دهیم و جواب پایانی فطرت و وجدان خود را در کلام وحی نیز جست و جو کنیم . خداوند متعال در آخرین آیه از سوره ملک می فرماید :

 " قُِل اَرَاَیتُم اِن اَصبَحَ مائُکُم غَوراً فَمَن یأتیکُم بِماءٍ مَعینٍ "

 ترجمه : ( ای پیامبر) بگو اگر دیدید که آب شما در زمین فرو رفته است ،

کیست که آن آب گورا را برایتان فراهم کند ؟ ( البته بجز خداوند کسی قادر

 به چنین کاری نیست . )

دوستان عزیز : آن بیابان گرم و سوزان همان دوران غیبت مولایمان امام زمان - علیه السلام - است . آن تشنه ی خسته ی در راه مانده ماییم که هر روز و هر ساعت با مشکلات مختلف این دوران ، دست و پنجه نرم می کنیم و آن آب گوارای حیات بخش مولا و صاحبمان " مهدی " علیه السلام است که به دنبال او کشان کشان و بی ثمر به هر سو سرک می کشیم . و آن سراب ها و چاله هرزه های عفن ، دین فروشان ودنیا مدارانی هستند که ما را به سوی خود می خوانند و گاه فریبمان می دهند و دل خوشمان می سازند و اگر دقت کنیم ، می یابیم که دروغگویانی هستند که طمع بر اعتقادات و مقدساتمان دارند .

 

عمار یاسر می گوید : در یکی از جنگها .... از پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - پرسیدم :

پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا ! مهدی - علیه السلام - کیست ؟

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمودند : ای عمار ، خداوند تبارک و تعالی با من پیمان بسته که از صلب حسین ، نه امام بیرون آورد که نهمین ایشان از نظر مردم غایب شود و همین است که خداوند عز وجل می فرماید :

 " ( ای پیامبر) بگو اگر دیدید که آب شما در زمین فرو رفته

 است ، کیست که آن آب گورا را برایتان فراهم کند ؟ "

غیبتی طولانی برای او خواهد بود که گروهی ( به جهت طولانی شدنش ) از دین خود باز میگردند و گروهی دیگر نیز بر دینشان استوار می مانند . پس آن هنگام که آخر الزمان شود ، ظهور می کند و دنیا را پس از آن که از ظلم و جور پر شده باشد ، از عدل وداد پر می کند .

عزیزان ! امام ما در پس پرده های غیبت اسیر و فراموش شده است . تنها کسی که می تواند این سد را بشکند خدای اوست . به جز خدایمان ، هیچ کس نمی تواند این آب گوارای پنهان گشته را برایمان دوباره فراهم کند . پس اگر خسته و دل زده ایم از تمام ریا کاری ها و نا ملایمات ، که هستیم ؛ اگر تشنه ی معارف الهی و حیات بخش مولایمان هستیم ، که ان شاء الله هستیم ؛ اگر باور کرده ایم که هیچ کس و هیچ چیز به جز مهدی - علیه السلام - توانایی دمیدن روح توحید و معنویت را بر نیمه جان باقی مانده در کالبد بشریت ندارد ، که باور داریم ؛ اگر امیدمان از همه کس و همه چیز، به جز خدای قادر توانا ، برای کمک رسانی به ما و مولایمان و رساندن او به ما ( یا ما به او ) قطع شده است ، که شده است ؛ بیایید دست دعا به درگاه او بلند کنیم و ظهور و حضورش را از خدایش طلب کنیم .

یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان

و آن سهی سرو خرامان به چمن باز رسان

دل آزرده ی ما را به نسیمی بنواز 

 یعنی آن جان ز تن رفته به تن باز رسان

ماه و خورشید به منزل چو به امر تو روند 

یار مه روی مرا نیز به من باز رسان

دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد

یا رب آن کوکب رخشان به یمن باز رسان

برو ای طائر میمون همایون آثار        

 پیش عنقا سخن زاغ و زغن باز رسان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات 

 بشنو ای پیک خبر گیر و سخن باز رسان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 19:44  توسط محسن   | 

این جمعه هم بی حضور تو گذشت

امروز جمعه بود . منتظرانت بی قرار دیدار ، و تو در حجاب هزاران ساله ی

غیبت ماندی .

دیشب باز هم دل شکسته ای آبرومند پیدا نشد که آبرویی در درگاه خدای

تو داشته باشد و تیر دعایی برای فرجت را به هدف اجابت نشاند .

امروز هم نیامدی تا با نیامدنت نشان دهی که هنوز منتظرانت ‌‌‌، آمادگی درک

حضورت را ندارند و هنوز تو آن " آرزو شده ی برترینشان " نیستی .

ای یار مهجور و ای عزیز محبوب !

نمی خواهم با شعار بی شعور  "جاهلان مقدس مآب " کمر تو را بشکنم .

خود می دانم که کیستم و می دانم که " لیاقت " توجه تو را به خود ندارم .

می دانم عنایتت به من از روی " فضل " توست . می دانم که مرا با بردن نام

تو کاری نیست مگر آن چه که خود بر قلم و دهانم  قرار می دهی . هرچند

روسیاه و آلوده ام اما می دانم که هنوز گوهر محبتت را در دل دارم . اگر

چه زنگار گناه و آلودگی ام آن را کم فروغ کرده ، اما امید آن دارم که بار دیگر

، آن را جلا بخشی و با عنایت خود از آلودگی هایش پاک نمایی .

مهربانا ! برای ظهورت دعا می کنیم و بارقه ی امید را در دل هامان زنده نگاه

می داریم و ایمان داریم که خواهی آمد و دستان پر مهرت را بر سر هامان

خواهی کشید و قصه ی غصه ها به سر خواهد آمد .

به امید آن روز

+ نوشته شده در  جمعه 12 اسفند1384ساعت 20:39  توسط محسن   | 

بنام خدا .

دوستان عزیز سلام .

تصمیم گرفتم تا من هم به جرگه ی وبلاگ نویسان بپیوندم و حرف دل خود را بر صفحات مجازی حک کنم . امیدوارم این امر مورد توجه مولایم امام عصر - عجل الله تعالی فرجه - قرار بگیرد . لطفا مرا در جمع خود بپذیرید و با نظرات سازنده ی خود مرا راهنمایی کنید .

متشکرم 

+ نوشته شده در  جمعه 12 اسفند1384ساعت 2:42  توسط محسن   |