|
|
|
|
|
به جای مقدمه : بعد از پاسخگویی به بعضی از شبهات مطرح شده توسط آقای کدیور در این وبلاگ ، دوستان زیادی بنده نوازی کرده و نظرات بسیار سودمندی را در جهت بهبود مطالب به این جانب ارائه کردند که اعمال آنها وبهره بردن مناسب از این مطالب کمی زمان بر خواهد بود . ان شاء الله در هفته ی اول یا دوم اردی بهشت ماه آن مقاله را با نوشتن بخش سوم آن به پایان خواهم برد . اما تا آن موقع به نظرم رسید که مقاله ی زیر را که بر گرفته از یکی از روایات کتاب کمال الدین صدوق است ، به محضر مبارک مولایم امام زمان - علیه السلام - تقدیم و در معرض دید شما خواننده ی محترم و دوست عزیز قرار دهم . باشد که نام ما در فهرست نام منتظران ظهورش قرار گیرد . پیش از بیان مطلب لازم است در مقایسه ای فرضی با این مقاله همراه شوید تا پس از آن ، بهتر به منظور نویسنده واقف گردید . دانش آموزی را در نظر بگیرید که در یکی از مرفه ترین خانواده ها زندگی می کند و تمام شرایط تحصیل ، برای او مهیا است . این دانش آموز به هیچ وجه ، دغدغه ی معیشت ندارد و مهم ترین کار و بلکه تنها کارش درس خواندن است . پدر و مادر او ، در بهترین مدرسه ثبت نامش کرده اند و بهترین معلمان و مشاوران تحصیلی در خدمت او هستند . هر صبح پس از صرف صبحانه ای کامل ، با سرویس به مدرسه می رود . در آن جا در کلاس درس حاضر می شود . معلمان با بهترین ترفند های آموزشی مطالب را به او می آموزند و هر سوال او را با دقت و حوصله جواب می دهند . بعد از ظهر که به خانه می آید پس از صرف آب پرتقال ، در رخت خواب خود اندکی می آساید و پس از آن با کمک تمامی لوازم کمک آموزشی ، و هم چنین قربان صدقه رفتن های مادرش به مطالعه ی دروس مدرسه می پردازد و نهایتا پس از صرف شامی مطبوع به رخت خواب می رود و پس از یک خواب مطبوع ، روزی دیگر را آغاز می کند . این روند هم چنان ادامه می یابد تا سر انجام با رتبه ای مناسب در کنکور پذیرفته می شود و در رشته ای مناسب در دانشگاه مشغول تحصیل می شود . حال به بررسی یکی از هم شاگردی های دیگر او در دانشگاه بپردازیم : او دانش آموزی بوده است که از ابتدای زندگی مادرش را از دست داده بوده است . پدرش همواره در سفر بوده و او نزد یکی از اقوامش زندگی می کرده است . به دلیل مسائل اقتصادی مجبور بوده است که از دوران کودکی کار کند و خرج خود را در آورد . نه از محبت مادر بهره ای برده است و نه از حضور و دل گرمی های پدر . از ابتدای دبیرستان ، در یک مدرسه ی غیر حضوری ثبت نام کرده و خود تمام درس ها را می خوانده است . گاهی برای آن که مطلبی را بفهمد ، بارها و بارها آن را می خوانده و در موردش فکر می کرده است . هیچ گاه با شکم سیر نخوابیده و هرگز سر بر بالین آسوده ای نگذاشته است . خلاصه بر عکس دانش آموز اول ، هیچ گونه امکان مناسبی برای درس خواندن نداشته و بسیاری از هم کلاسی های او که چنین وضعیتی داشته اند درس و مشق را کنار گذاشته اند . حتی بعضی از آن ها از سر ناسازگاری با مدرسه بر آمده اند و شیشه ی مدرسه را هم با سنگ شکسته اند . اما او با مدد الهی و پشتکار خود درسش را ادامه داده و موفق شده است که در کنکور قبول شود و در کنار دانش آموز اول در دانشگاه بنشیند . بیایید این دو دانش آموز را ابتدا ارزشیابی و سپس مقایسه کنیم . قطعا دانش آموز اول ، در ارزشیابی ما نمره ی خوبی کسب می کند . بهره مندی از امکانات و استفاده ی صحیح از آن ها ، داشتن برنامه ریزی دقیق و مهم تر از آن عمل به برنامه ریزی خوب و تلاش و کوشش در جهت کسب موفقیت و رسیدن به آن ، همگی از عوامل کسب نمره ی خوب این دانش آموز در ارزشیابی ما است . اما آیا اگر بخواهیم به دانش آموز دوم هم نمره بدهیم ، نمره ای همانند فرد اول خواهیم داد ؟ آیا به صرف آن که این دو در یک رشته و یک دانشگاه پذیرفته شده اند ، هر دو تلاش کرده اند و برنامه ریزی خوبی هم داشته اند ، یک نمره از ما می گیرند ؟ حتما نظر شما هم این است که دانش آموز دوم در شرایط بسیار دشوارتر و طاقت فرساتری به این موفقیت دست یافته است و لذا مستحق دریافت نمره ی بهتری است . درست است که نهایتا هر دو به یک هدف واحد دست یافته اند ، اما نیل به این هدف برای فرد اول بسیار متصور تر بوده و افراد زیادی که شرایط او را یافته اند به این موفقیت رسیده اند .اما آن کسانی که زندگی مشابهی با فرد دوم داشته اند و موفق شده اند تا هم چون او به دانشگاه راه پیدا کنند بسیار کمتر اند . پس از بیان این مثال به این دو روایت زیبا از کتاب کمال الدین ، نوشته ی یکی از بزرگ تری دانشمندان شیعه به نام شیخ صدوق - رضوان الله تعالی علیه - توجه فرمایید . 1 - قال علی بن الحسین سید العابدین : " من ثبت علی موالاتنا فی غیبة قائمنا اعطاه الله عز و جل اجر الف شهیدا من شهداء بدر و احد ." ترجمه : امام چهارم حضرت زین العابدین فرمودند : " هر کس بر ولایت ما در زمان غیبت قائم ما ثابت قدم بماند ، خداوند عز و جل ثواب هزار شهیدی که در جنگ بدر یا احد ، به شهادت رسیده باشد را به او اعطا می کند . در روایت دیگری می خوانیم : 2 - قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - یا علی ! و اعلم ان اعجب الناس ایمانا و اعظمهم یقینا قوم یکونون فی آخر الزمان ، لم یلحقوا النبی فحجبت عنهم الحجة فامنوا علی سواد علی بیاض . رسول خدا - که سلام خدا بر او و خاندان پاکش باد - فرمودند : ای علی ! بدان که عجیب ترین مردم و از نظر ایمانی و عظیم ترین ایشان در یقین ( به خداوند و نشانه های او ) گروهی در آخر الزمان هستند که پیامبر را ندیده اند و حجت خدا نیز از ایشان غایب شده است ، اما آنان هم چنان به سیاهی بر روی سپیدی ایمان دارند . ( یعنی ایمانشان به واسطه ی نوشته های سیاه بر کاغذ های سفیدی است که از پیشینیانشان به یادگار دارند . ) آری ! آنان که حجت خدا را دیدند و به او ایمان آوردند کجا و آنان که هرگز حجت خدا را ندیده اند و او را از نوشته هایشان شناختند ، به او ایمان آوردند ، حضور سبزش را در کنار خود حس نمودند و عمری دم از محبت و ولایتش زدند کجا ؟ آنان که هر لحظه و ساعت ، صدای آسمانی امامشان را شنیده اند و زلال جانشان را در معارف الهی او شسته اند کجا ، شوریدگانی که هر لحظه در عطش انتظار دیدار مولایشان سوخته اند کجا ؟ قطعا خدا گروه دوم را بیشتر دوست می دارد و ثواب و منزلتی بیش از گروه اول برایشان در نظر خواهد گرفت . حال ای منتظران مهدی ! ای کسانی که مروارید محبت او و پدران پاکش را در دل سفته اید ! ای کسانی که عشق و علاقه ی خود را بر او نثار می کنید ! ای ارادتمندان درگاه پاکش ! قدر خود و محبتتان و علاقه و عشقتان به اهل بیت را بدانید . دست بیعتی دوباره به مولایتان دهید و با او عهد کنید که تا آخرین دم ، بر ولایت و محبتش استوار خواهید ماند و او را یاری خواهید نمود .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 8:47 توسط محسن
|
|
||